
سال هاست که به تمناى ظهور او دست به دعا برداشته ایم. در انتظارش شکوه ها در دل داریم واز دورى اش داغ ها بر سینه. سال هاست که خزان بودن و سرد و تاریک بودن را حس مى کنیم و در پى خورشیدى گرمابخش و نورانى مى گردیم. سال هاست که از عشق او دم مى زنیم و زندگى را با شربت تلخ صبورى مى گذرانیم. و این دورى، این سرما و تاریکى و خزان زدگى، و این تلخى صبر، تصویر عمل ماست که در آینه ى حکمت خدا افتاده است و پژواک کرده هاى ما که از دیواره هاى قانون خلقت به سوىمان برمىگردد.
اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد گناه بخت پریشان ودست کوته ماست(1)
عجب داستان شگفتى است داستان عاشقى ما و غفلتمان! چه حکایت اندوه آفرینى است حکایت این انتظار تلخ که به دست جهالت انسان رقم خورده است! و حالا در پس این انتظار، ما چه قدر آماده ى ظهور او هستیم، وقتى او بیاید و هر حقى را به صاحبش برگرداند؟ وقتى که مرزهاى حدود خدا مشخص شود و متخلفان به سزاى عمل خود رسند، کدام سرافرازیم و کدام سرافکنده؟ چه قدر خود را در بند رضایتمندى او داشته ایم؟ تا کجا به رضایت او اندیشیده ایم و تا کجا به رضایت دلمان؟
در غربال حلال و حرام او چه قدر از داریى مان به ما باز مى گردد؟ وقتى که او تجملات و اشرافى گرى هاى مساجد را نیز بر هم زند،(2) از خانه هاى پر رونق ما چه قدر مى ماند؟
سخت منتظریم، دل هامان سخت شیفته است. صبح هاى جمعه را از ژرفاى دل مى نالیم و ندبه مى کنیم، اما انتظار و عاشقى فقط به معناى ندبه نیست. و تنها در لحظه شمارى تا آن لحظه ى موعود معنا نمى شود. انتظار امام، یعنى پا بر جا ماندن در جاده ى رضایتمندى او و یعنى درک عمق ارزش هاى دینى و عمل به آن ها واین مثل نگهداشتن آتشى در دست است.(3)
چه بسیارند آن ها که به زبان منتظرند و به دل شیفته ى دنیا! چه بسیارند
آنها که به ظاهر منتظرند و در عمل دست به دنیا آلوده اند. و هستند کسانى
که دست و دل از دنیا بریده اند و یکسره غرق دریاى عشق او شده اند و هر کس
خوب مى داند که از کدام دسته است؛ هر چند بهانه ها بیاورد و عذرها بتراشد.
در حکمت ازلى خدا آنچه بر بندگان جارى است، تصویر عمل خود آنان است و بازتاب آنچه خود فرستند. این در کدام ذهن مى گنجد که ما به گنج غارهاى مخوف عافیت طلبى و رفاه سر فرو بریم و از نور روشن و گرماى حیات بخش ولایت و ایمان هم بهره گیریم. در کدام آینه مى توان از عافیت طلبى و بى اعتنایى تصویر شور عشق به ولایت و ایمان بارور را دید؟ و با کدام معادله مى توان از انسان منهاى ایمان و معرفت پاسخ سعادت و رستگارى به دست آورد؟ هر چند آن سوى قضیه هم هست. معادلات رستگارى و سعادت انسان تصاعدى است؛ اگر تو یک قدم پیش بروى، او صد قدم پیش مى آید. آینه ى لطف خدا نور پرتوهاى ایمان و عشق به ولایت را چند برابر باز مى تابد. با این پرتوهاى نورانى است که مى توان از گرماى عشق به ولایت لبریز شد و خروشان و شیدا به سوى آن موعود منتظر شتافت؛ که انتظار، ماندن و پوسیدن نیست، بلکه رفتن و خروشیدن است و شورى که این خروشیدن را به پا مى کند، شور ایمان و خلوص و معرفت است و این جاست که باید از بشارت امام سجاد علیه السلام لبریز شد که فرمود:
هر کس در زمان غیبت قائم ما، در محبت و ولایت ما ثابت قدم بماند، خداوند به او پاداش هزار شهید از شهداى بدر را عنایت فرماید.(6)
پی نوشت:
1- حافظ.
2- مهدى موعود، ص 1121.
3- قیامت (75) آیه هاى 15-14.
4- محمد خادمى شیرازى، یاد مهدى، ص 151.
5- همان، ص 261.
6- همان، ص 143، روایتى از امام سجاد علیه السلام.

حدیث کساء از احادیث مشهور بین خاصه و عامه که در کتب فریقین به طرق و اسانید مختلف بیان شده است و مبدأ اصطلاحاتی همچون اصحاب کساء، آل عباء، پنج تن آل عبا و... گردیده است. اصل حدیث به مقدار مسلم و مورد اتفاق در تمامی آثار شیعه و سنی چنین است که:
روزی پیامبر اکرم و حضرت امیر و فاطمه زهرا و حسن و حسین علیهم السلام در منزل حضرت فاطمه علیهاالسلام یا ام سلمه گرد هم آمدند، پیامبر صلی الله علیه وآله بالاپوشی بر سر خود و آن چهار تن دیگر افکند، و در آن حال چنین دعا کرد:
«خدایا اینان اهل بیت و ویژگان من هستند، پس هر پلیدی را از ایشان بزُدای و آنان را (از هر عیب و گناه) پاک و مطهر بدار»
پس از آن جبرئیل فرود آمد، و آیه تطهیر: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» (احزاب/33) را فرود آورد.
قسمت هایی از متون این حدیث شریف که در کتب معتبره و صحاح و تفاسیر عامه روایت شده، در مقاله اهل بیت علیهم السلام دائرة المعارف تشیع (2/605- 607) بیان شده است، و خلاصه آنها بنا به تحقیق استاد سید مرتضی عسکری چنین است:
«روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در حجره ی «امّ سلمه» یکی از همسران با فضیلت رسول خدا صلی الله علیه وآله حضور داشت، چون رحمت خاص الهی را در حال فرود آمدن دید: فرمود: «فرا خوانید، فراخوانید». گفتند: چه کسی را ای رسول خدا؟ فرمود : «اهل بیت مرا، علی و فاطمه و حسن و حسین را». و چون ایشان اطراف پیامبر صلی الله علیه وآله جمع شدند، بالاپوشی از موی سیاه که نقش جهاز شتر بر آن بود (مرط مرحل) بر خود و ایشان افکند سپس فرمود: «اللهم هؤلاء آلی، فصلّ علی محمد و آل محمد». پس خداوند آیه تطهیر را نازل فرمود.(حدیث الکساء عند اهل السنة، 1/214)
بین شیعه امامیه متن خاصی از حدیث کساء به روایت از حضرت زهرا علیهاالسلام منقول است که در مجالس و محافل به قصد تبرک و توسل برای قضای حاجات و رفع مشکلات و شفای بیماران و دفع ناملایمات خوانده می شود و آثار شگفتی از آن به تجربه رسیده است، خلاصه آن متن بدین ترتیب است که:
«رسول اکرم صلی الله علیه وآله به دیدار دخترش فاطمه علیهاالسلام آمد، بالاپوشی خواست و به روی خود افکند، امام حسن و امام حسین و امیرمؤمنان علیهم السلام یکی پس از دیگری از درب وارد شده، عطر مخصوص رسول خدا صلی الله علیه وآله را استشمام نموده، به سویش دویده، رخصت طلبیده، در زیر آن بالاپوش قرار گرفتند، آن گاه حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز به آن جمع پیوست، و پیامبر صلی الله علیه وآله برای آنان دعا کرد، پیک وحی فرود آمد، و آیه تطهیر را آورد، و از سوی خداوند تأکید نمود که خداوند جهان و هر چه در آن است را به طفیل وجود این خمسه طیبه آفریده است».
گروهی از دانشمندان شیعه رساله های مستقلی درباره اسناد حدیث کساء و اثبات اعتبار آن پرداخته اند که از جمله آنهاست:
1) سند حدیث کساء، از آیة الله مرعشی نجفی، چاپ 1356 ق؛
2) آیة التطهیر فی الخمسة اهل الکساء، از محیی الدین موسوی غریفی، چاپ 1377 ق؛
3) حدیث الکساء عند اهل السنة، از سید مرتضی عسکری، چاپ اول 1395 ق، و چاپ دوم با افزودن منابع شیعی، 1402 ق؛
4) سند حدیث شریف کساء، از علی اکبر مهدی پور، چاپ 1410 ق.
همچنین شرح هایی بر متن معروف حدیث کساء نوشته شده که از آن جمله است:
1) التحفة الکسائیة، از شیخ بافقی یزدی (م 1310 ق)؛
2) کشف الغطاء عن حدیث الکساء، از شیخ علی آل عبدالغفار کشمیری (م 1345 ق) .
و نیز دهها تن از شعرای نامدار عرب و فارس و ترک و لر و اردو، حدیث کساء را به نظم درآورده اند.
منبع: دایرة المعارف تشیع، ج 6، ص 187.
برچسب ها : حدیث کسا,پیامبر,حضرت فاطمه,گناه,دائره المارف تشیع,
تبلیغات 
