یکی ازموانع مهم برای سقوط و تباهی انسان، تمسّک به ثقلین است. پیامبر اکرم«صلیاللهعلیهوآله وسلّم» بر این موضوع اساسی بسیار تأکید کرده و مکرّراً فرمودهاند که اگر میخواهید گمراه نشوید و دچار سقوط نشوید، باید به یک دست شما قرآن و به دست دیگر، عترت باشد.

یکی از سفارشهای مهمّی که پیامبر اکرم«صلیاللهعلیهوآله وسلّم» در مدّت عمر شریف خویش به مسلمانان داشتند، تمسّک به قرآن و ولایت بود و آن نبی گرامی در هر فرصتی روایت شریف ثقلین را برای مسلمانان میخواندند. حتی در آخرین روزهای حیات مبارک، که حال جسمی ایشان وخیم بود به مسجد آمدند، نماز را نشسته خواندند و توصیه خود برای پیشگیری از سقوط و گمراهی را چنین تکرار فرمودند:
«إِنِّی قَدْ تَرَكْتُ فِیكُمْ أَمْرَینِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیتِی فَإِنَّ اللَّطِیفَ الْخَبِیرَ قَدْ عَهِدَ إِلَی أَنَّهُمَا لَنْ یفْتَرِقَا حَتَّى یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ كَهَاتَینِ ـ وَ جَمَعَ بَینَ مُسَبِّحَتَیهِ ـ وَ لَا أَقُولُ كَهَاتَینِ ـ وَ جَمَعَ بَینَ الْمُسَبِّحَةِ وَ الْوُسْطَى ـ فَتَسْبِقَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى فَتَمَسَّكُوا بِهِمَا لَا تَزِلُّوا وَ لَا تَضِلُّوا وَ لَا تَقَدَّمُوهُمْ فَتَضِلُّوا»[1]
من همانا دو چیز در میان شما میگذارم كه پس از من هرگز گمراه نشوید، مادامى كه به آن دو چنگ زنید: كتاب خدا، و عترتم كه اهل بیت و خاندان مناند؛ زیرا خداى لطیف و آگاه به من سفارش كرده كه آن دو از هم جدا نشوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند، مانند این دو انگشت (كه با هم برابرند) ـ و دو انگشت سبابه خود را به هم چسباند ـ و نمیگویم مانند این دو انگشت ـ و انگشت سبابه و وسطى را به هم چسباند ـ تا یكى بر دیگرى پیش باشد و جلو افتد. پس به هر دوى اینها چنگ زنید تا نلغزید و گمراه نشوید، و بر ایشان جلو نیفتید كه گمراه میشوید.
بنابراین، تمسّک توأمان به قرآن و عترت، مانع سقوط انسان و فاصله گرفتن از این دو ثقل گرانبها یا یکی از این دو، موجب ضلالت و گمراهی انسان است.
اهمیت روایت ثقلین نزد پیامبر اکرم«صلیاللهعلیه وآله وسلّم» به قدری است که در آخرین لحظات حیات مبارک خویش نیز قلم و دوات خواستند و تصمیم داشتند که روایت را بنویسند و این در حالی بود که در مدّت عمر، چیزی ننوشته بودند. اما در آن موقع، تصمیم به نوشتن این دستور مهم داشتند و فرمودند: قلم و دوات بیاورید تا برای شما آنچه مانع گمراهی شما میشود را بنویسم و جمله«لن تضلّوا ابدا» را که بیش از هزار مرتبه در روایت ثقلین تکرار کرده بودند به کار بردند[2] که بنابر نظر بزرگان شیعه و سنّی، مقصود پیامبر اکرم در آن لحظات، نوشتن روایت ثقلین بوده است.
وقتی پیامبر«صلیاللهعلیه وآله وسلّم» چنین درخواستی کردند، عدهای از اطرافیان، مانع این کار شدند و گفتند: درد بر پیامبر غالب شده و قرآن برای شما کافی است[3] یا گفتند: پیامبر ـ نعوذ بالله ـ هذیان میگوید[4] که همین سخنان موجب بروز اختلاف میان اطرافیان شد و پیامبر«صلیاللهعلیه وآله وسلّم» نیز به آنان دستور دادند از آن جا خارج شوند و همگی به جز اهل بیت خارج شدند و پس از آن نیز پیامبر اکرم از دنیا رفتند.
هدایت و رستگاری، در سایه تمسّک به ثقلین

علّت اساسی تأکید مکرّر و سفارش اکید پیامبر اکرم«صلیاللهعلیه وآله وسلّم» بر ضرورت تمسّک به قرآن و عترت و سفارش آن حضرت در غدیر خم و سایر فرصتها، به اهمیت ارتباط با ولایت در کنار انس با قرآن شریف، هدایت و رستگاری بشریت است. به عبارت دیگر، مهمترین هدف آن حضرت این است که آدمیان به خصوص امّت اسلامی، به فلاح و رستگاری دست یابند و هیچگاه گمراه نگردند. از اینرو همواره و در هر فرصتی آنان را به تمسّک به ثقلین، به عنوان مهمترین مانع سقوط و تباهی، سفارش میفرمودند.
مودّت اهلبیت«س»، هموار کننده راه رستگاری
از آیات نورانی قرآن کریم، به روشنی استفاده میشود که مودّت اهلبیت«سلاماللهعلیهم» راه سعادت و رستگاری را برای انسان هموار میسازد. این موضوع با بررسی سه آیه از قرآن کریم آشکار میگردد. در آیه اول میخوانیم: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى»[5]
خداوند متعال در این آیه شریفه، به رسول گرامی خود میفرماید: بگو من برای رسالت خویش اجری نمیطلبم و اجر رسالت من، مودّت اهلبیت من است. لازم به یادآوری است که منظور از مودّت، محبّتی است که همراه با متابعت باشد و صرف محبّت را مودّت نمیگویند.
در آیه دیگر میفرماید: «ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ» [6]
یعنی اجر رسالت من که مودّت اهلبیت من است، برای خود شما است و برای این است که به سعادت برسید و گمراه نشوید. و در آیه سوم، علّت اینکه مودّت اهلبیت«سلاماللهعلیهم» مانع سقوط و عامل سعادت است را آشکارتر میسازد. آنجا که میفرماید:
«قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَیهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ یتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبیلاً» [7]
متابعت از ولایت، در کنار انس با قرآن کریم، انسان را از ظلمات گمراهی و تباهی میرهاند و به روشنایی هدایت و رستگاری میرساند. نکتهای که توجّه به آن ضروری است، اینکه تمسّک به یک ثقل از دو ثقل گرانبها و به کنار نهادن ثقل دیگر نیز انسان را به جایی نمیرساند و موجب گمراهی است. بنابراین اکتفا به قرآن بدون ولایت، موجب سقوط است؛ زیرا قرآن کریم بنابر تصریح خود قرآن، نیاز به مبین دارد و اهلبیت«سلاماللهعلیهم» مبین کتاب هدایت هستند. اکتفا به عترت منهای قرآن کریم و کنار گذاشتن قرآن نیز موجب ضلالت و گمراهی است.
فاصله از عترت و تبعات آن
متأسّفانه پس از رحلت نبی اکرم«صلیاللهعلیه وآله وسّلم» با شعار حسبنا کتابالله، عترت طاهره«سلاماللهعلیهم» و ولایت به کناری نهاده شد و انحراف و اختلاف در بین مسلمانان از همان زمان آغاز گردید. تاریخ زندگانی ائمّه اطهار«سلاماللهعلیهم» مملو از دشمنیها و کارشکنیهای متعدّد کسانی است که برای رسیدن به مقصود دنیوی و در اثر جاهطلبی، نگذاشتند مردم به عترت طاهره«سلاماللهعلیهم» تمسّک جویند و سعادتمند شوند.
امیرالمؤمنین علی«سلاماللهعلیه» را خانهنشین کردند، مانع استفاده مسلمانان از وجود پر برکت آن حضرت شدند. آن امام بزرگوار در مدّت پنج سال حکومت خود خطبههایی خواندند که بخشی از سخنان و روایات ارزشمند ایشان در کتاب شریف نهجالبلاغه گردآوری شده و به اعتراف شیعه وسنّی، بعد از قرآن کریم، پر جاذبهترین و با ارزشترینِ کتب است. حال تصّور کنید اگر آن حضرت در اثر دشمنیها و دسیسهها خانهنشین نمیشدند و بعد از پیامبر اکرم«صلیاللهعلیه وآله وسلّم» تا آخر عمر شریف حکومت میکردند، مسلمانان از نظر علمی و معنوی چه اندازه رشد میکردند!
حکومت قرآنی اهل بیت«علیهم السلام»، عاری از معضلات
امیرالمؤمنین علی«سلاماللهعلیه» در آن پنج سال حکومت، بهترین و والاترین خدمات علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را به مردم ارائه فرمودند؛ از نظر اقتصاد، خود آن حضرت در نهجالبلاغه میفرمایند: ای مردم! یک نفر فقیر در بین شما نیست و همه شما از نظر خوراک، پوشاک، مسکن و ازدواج در رفاه هستید. جالب آنکه هیچ اعتراضی نسبت به این ادعای بزرگ امیرالمؤمنین«سلاماللهعلیه» در تاریخ ثبت نشده است و حتّی یک نفر نتوانسته است منکر ادعای ایشان شود، در حالیکه در آن زمان، دشمنان بسیاری در کوفه حضور داشتند و مترصّد ضربه زدن به شخصیت و ابهّت آن حضرت بودند، ولی حتّی یک نفر نتوانسته است در مقابل امیرالمؤمنین علی«سلاماللهعلیه» بایستد و ثابت کند که در حکومت ایشان فقیر وجود دارد.
در پنج سال حکومت امیرالمؤمنین علی«سلاماللهعلیه» با سه جنگ خانمان برنداز میخواستند مانع موفقیت آن حضرت در امر حکومت شوند و به راستی این سه جنگ برای شکست و براندازی حکومت امیرالمؤمنین «سلاماللهعلیه» کافی بود، ولی آن امام بزرگوار علاوه بر ایستادگی در آن سه جنگ، حکومت را به خوبی اداره کردند و مردم را در رفاه گذاشتند.
اگر به روایت ثقلین عمل میشد ...

با این اوصاف، اگر امیرالمؤمنین علی«سلاماللهعلیه» پنجاه سال حکومت میکردند، همان زمان، همه جهان به رفاه و عدالت میرسید. در خصوص سایر ائمه اطهار«سلاماللهعلیهم» نیز همین مطلب صادق است. یعنی اگر حقّ اهلبیت«سلاماللهعلیهم» را در امر حکومت غصب نمیکردند و مانع حکومت ائمّه هدی«سلاماللهعلیهم» نمیشدند، آن بزرگوران یکی پس از دیگری به حکومت میرسیدند و با حاکمیت احکام و دستورات قرآن کریم، خدماتی نظیر خدمات آن پنج سال حکومت حضرت علی«سلاماللهعلیه» ارائه میکردند و ممالک اسلامی از نظر علمی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، سرآمد همه ممالک و کشورها میشد و نقص و کمبودی مشاهده نمیگردید.
این حقیقت نیاز به اثبات ندارد، زیرا بهترین دلیل شیء، وقوع شیء است. پنج سال حکومت امیرالمؤمنین«سلاماللهعلیه» و موفقیت حکومت ایشان در زمینههای مختلف و با وجود موانع گوناگون، گویای این است که حوکت قرآنی اهلبیت«سلاماللهعلیهم» برترین و موفقترین حکومتها است.
امام ششم، حضرت جعفربنمحمّدٍالصادق«سلاماللهعلیه» با اینکه فرصت حکومت نیافتند، در طول سی و چند سال امامت خویش، فرصت ترویج و تبلیغ احکام اسلام را یافتند و همان جهاد علمی آن حضرت، اساس فقه پویای تشیع شد و موجب شد که تشیع را مذهب جعفری بنامند.
آن حضرت با موانع فراوانی روبرو بودند، شاگردان ایشان نیز در مضیقه عجیبی قرار داشتند و به صورت پی در پی در زندان یا در تبعید به سر میبردند، اما آن امام بزرگوار با همان شاگردان و با وجود همه موانع، موجب غنای علمی و فرهنگی تشیع شدند.
در زمان امامت امام صادق«سلاماللهعلیه» دشمنان آن حضرت، سعی فراوانی برای جلوگیری از ترویج تشیع توسّط آن حضرت میکردند. ابنابیعمیر را که از شاگردان آن حضرت و از راویان حدیث آن امام همام بود، سالها زندانی کردند و برای ایجاد رعب و وحشت در بین مردم و برای اینکه کسی جرأت نکند به محضر درس امام صادق«سلاماللهعلیه» رفته و طلبه آن حضرت شود، بیست و یک هزار تازیانه به صورت متناوب به ابنابیعمیر زدند. حتّی کار به جایی رسید که قانونی وضع کردند و طی آن هر کسی که به درس امام صادق«سلاماللهعلیه» میرفت، مجبور بود یک دینار جریمه بدهد و هر کسی که در درس افراد مخالف آن حضرت شرکت میجست، یک دینار به او جایزه میدادند. طلبههای درس امام صادق«سلاماللهعلیه» برای اینکه بتوانند از محضر علمی آن امام بزرگوار بهرهمند شوند، کارهای سختی انجام میدادند و با دستمزد خود به درس امام صادق«سلاماللهعلیه» میرفتند.
با وجود همه این موانع و مشکلات و با وجود حصر و تبعید و حذف شیعیان در طول تاریخ و به خصوص در زمان امام صادق«سلاماللهعلیه» اکنون دست کم سی هزار روایت از امام صادق«سلاماللهعلیه» به دست ما رسیده است. این در حالی است که اهل سنّت با اینکه حکومت و امکانات آن را در اختیار داشتهاند، ششصد روایت بیشتر ندارند که آن هم به قول استاد بزرگوار ما حضرت آیتالله العظمی بروجردی«قدّسسرّه» به اندازه روایات شیعیان، ریشهدار و مستند نیست.
این همه برکات حاصل سی و چند سال، تدریس و بیان روایت توسّط امام صادق«سلاماللهعلیه» با وجود آن موانع و دشمنیهای فراوان است. حال در نظر بگیرید اگر آن حضرت، حکومت میکردند و اگر ولایت آن امام بزرگوار در جامعه جاری میشد، چه میشد؟
اگر امام هشتم، حضرت رضا«سلاماللهعلیه» میتوانستند واقعاً حکومت کنند و موانع ذکر شده در تاریخ را نداشتند، نظیر امیرالمؤمنین علی«سلاماللهعلیه» دنیای اسلام را شکوفا میکردند. حضرت رضا«سلاماللهعلیه» را با اجبار و تهدید به طوس آوردند و ایشان را محدود ساختند، اما در همان زمان، خدمات علمی و فرهنگی فراوانی ارائه دادند تا جایی که حکومت وقت احساس کرد حتّی حضور محدود ایشان نیز منشأ خدمات فراوانی است و این خدمات موجب تزلزل پایههای حکومت میگردد و از اینرو آن حضرت را به شهادت رسانیدند.
بنابراین قاطعانه می توان گفت: اگر حقّ عترت مطهّره ادا میشد و مانع حکومت آنان نمیشدند، اگر اجازه میدادند در زمان حیات هر امامی از ائمّه طاهرین«سلاماللهعلیهم» به روایت ثقلین عمل شود و مردم به قرآن و عترت تمسّک جویند، اهلبیت«سلاماللهعلیهم» حکومت قرآنی تشکیل میدادند و عالَم را گلستان میکردند و همه جهان از نظر علمی و معنوی و نیز از لحاظ اقتصادی و فرهنگی در عالیترین سطح قرار میگرفت.
یعنی همان ویژگیهایی که برای عصر ظهور حضرت بقیةاللهالأعظم«اروحنا فداه» در روایات ذکر شده است، در زمان حکومت هر امامی رخ میداد و جهان و جهانیان سعادتمند میشدند. البتّه بالأخره وعده خدا عمل میشود و در زمان رجعت، همه اهلبیت«سلاماللهعلیهم» حکومت خواهند کرد و بهشت را در این دنیا پدید میآورند.
اجرای دقیق قوانین اسلام، رمز موفقیت حکومت اهل بیت«ع»
نکته مهمّی که توجه جدّی میطلبد، اینکه امیرالمؤمنین «سلاماللهعلیه» با معجزه حکومت نمیکردند، بلکه احکام و قوانین اسلام را به درستی جاری میساختند و با عمل به دستورات قرآن کریم، اقتصادی سالم و عاری از فقر و نارسایی تحویل جامعه دادند.
همچنانکه در زمان ظهور حضرت ولی عصر «ارواحنافداه» و نیز در زمان رجعت، ائمه هدی«سلاماللهعلیهم»، اهداف حکومت الهی خویش را با معجزه و خرق عادت دنبال نخواهند کرد، بلکه احکام اسلام را صددرصد پیاده میکنند و به دستورات قرآن به طور کامل عمل مینمایند و از این جهت، همه جهان از نظر اقتصادی، فرهنگی، علمی و اجتماعی در بهترین وضعیت ممکن قرار خواهد گرفت.
در آن زمان، اختلاف، ظلم، تبعیض، فساد، فقر و عزوبت در جامعه یافت نمیشود و آنچه هست، عدالت، تقوا و اجرای احکام مترقّی اسلام است و موفقیت حکومت آن بزرگواران در اثر اجرای دقیق احکام اسلام و رعایت تقوا و عدالت است. همین امر اثبات میکند که تمسّک به قرآن تنها، موجب سعادت نیست. قرآن کریم مبین میخواهد و مبین آن، عترت طاهره«سلاماللهعلیهم» هستند. حاصل کنار گذاشتن عترت طاهره «سلاماللهعلیهم» و اکتفا به قرآن، به حکومت رسیدن بنیامیه و بنیعباس است که به غیر از ظلم، تبعیض، فساد و ویرانی عالم اسلام ارمغانی نداشتند.
پینوشتها:
1. این متن از روایت به نقل از شیخ کلینی است. (الکافی، ج 2، ص 415) این روایت به عبارات مختلفی نقل شده که مهمترین دلیل اختلاف عبارات آن، تعدّد صدور آن در مواقع مختلف است.
2. الإرشاد إلی معرفة حجج الله علی العباد، ج 1، ص 184؛ صحیح البخاری، ج 4، ص 1612 و ج 5، ص 2146 و ج 6، ص 2680
3. الأمالی (للمفید)، ص 36؛ صحیح البخاری، ج 4، ص 1612
4. الإرشاد إلی معرفة حجج الله علی العباد، ج 1، ص 184؛ صحیح مسلم، ج 3، ص 1259
5. شوری / 23
6. سبأ / 47
7. فرقان / 57
منبع : پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله مظاهری
برچسب ها : ثقلین,پیامبر اکرم,نماز,اهل بیت,قرآن و عترت,خدا,مودت اهل بیت,

کوچک که بودی برای داشتن بهترین اسباب بازی های دنیا دعا می کردی.برای خانه ای پر از خوراکی ،برای کمی بیشتر تاپ سواری ...یادت هست؟ بزرگ تر که شدی آرزو برایت قبول شدن امتحان و دانشگاه رفتن،کار و در آمد بود.به یاد داری؟ امروز هم... نمی دانم.نمی دانم دنیای آرزوهایت امروز تا کجا فکر می کند و دلداده کدام آیین است،نمی دانم حواس دلت امروز زمام دار چه کسانی است ..تا کجا تقوا دارد و چقدر مهربان است....اما لیلةالرغائب را مراقب آرزوهایت باش...
راه آسمان، خدا، اجابت، بخشش شاید در نظرت سخت بیاید.طولانی. دست نیافتنی. اما امشب که عاشق شوی پیاده هم می شود تمام آن مسیر طولانی را ساده به پایان رساند بی هیچ سخنی از رنج و کم طاقتی بندگان. می شود کوله بار دنیا را هر قدر هم سنگین از شانه هایت پایین بکشی تا دل کوچکت را به بی کران آسمان گره بزنی، برای ثانیه ای خدا...
امشب از هر کجای این دنیای بزرگ که در بزنی، صاحبخانه برای استقبال می آید.با طبقی از آرزوهایی که می خواهی...امشب ..لیلة الرغائب ...مراقب آرزوهایت باش...
امشب چه سیاه باشی و چه سپید،هر چه قدر که نا امید،هر چه که بخواهی از خدا ،امیدوار باش به اجابت...
امشب اعانت جستن به فضل و کرمش برای آنکه امید دارد،مباح است...
امشب تمام فرشته ها از ثلث شب که بگذرد در میان کعبه به خدا برای بخشش بندگان روزه دار رجب دعا می کنند...
لیلة الرغائب تو مختاری برای انتخاب آنچه می خواهی،برای داشتن گوشه ای از تقدیری که آرزویش داری، برای آنچه می خواهی باشی...
گریزی به اعمال این شب و نیم نگاهی به دعا ها و معانی درد دلت با خدا می ارزد به تجربه حس گوش دادن کسی به تمام آنچه می خواهی ،بیشتر از همیشه و هر روز...می ارزد به یک دل سیر دعا...به لذت گفتن یک طومار آرزو...
امشب می شود خیلی چیزها از خدا خواست. دنیا و آخرت را، ثروت و تملک را ،بندگی،قدرت،گذشت،آرامش و ... خودخودخود خدا را...
ماه عاشقانه زیستن، را دریابیم!
ماه رجب، زندگی و تولـدی دوباره را بـه عاشقان نوید می دهد. رجب فصل جدیدی در کتاب زندگی می گشاید که از عطر دل انگیز نیایش سرشار است، آنان که در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام برمی دارند به خوبی قدر چنین ایامی را دانسته و بسیار سخت تر، هوشیارتر و جدی تر از دنیا طلبان در پی بهره گیری از این فرصت ارزشمند هستند .
گر چه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولیاء الهی عزیز و ارجمند است اما برخى از اوقات آن، فضیلت ویژه اى دارد مثلا اولین شب جمعه ماه رجب، داراى امتیازى بزرگ است. پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) مى فرماید: از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید، فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» مى نامند. چرا که وقتى یک سوم از شب گذشت، هیچ فرشته اى نیست مگر اینکه در کنار کعبه آید آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرماید: فرشتگانم! هر چه خواهید از من بخواهید. فرشتگان گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزى، خداوند متعال فرماید: آمرزیدم. اگر هیچ حادثه اى در ماه رجب رخ نمى داد، باز هم رجب ارزش خاص و ویژگى استثنائى خود را داشت، اما حوادثى در آن از جمله لیلة الرغائب موجب شرافت و کرامت مضاعف این ماه شده است.
لیلة الرغائب چه شبی است؟
در فرهنگ قرآنی اسلامی، برای برخی از زمان ها و مكان ها اقتدار و خصوصیات ویژه ای گفته شده است. از این رو برخی از سرزمین ها چون بیت المقدس و مكه جایگاه قداست معنوی خاصی دارند و اعمال در آن مكانها از پاداش و ارزش ویژه ای برخوردار می باشد. برخی از زمان ها نیز چون سحرگاهان و فجر و لیله القدر از چنین ویژگی های خاص بهره مند هستند و خداوند در آیات و حتی سوره هایی به ارزش و جایگاه ویژه آنها اشاره كرده است و درباره شب قدر آن را برابر با هزار ماه كه به اندازه عمر آدمی است دانسته است.
این ویژگی را می توان درباره برخی از ماهها چون ماه رمضان و یا ماه رجب برشمرد كه از ویژگی های انحصاری برخوردار می باشند. از جمله ویژگی های انحصاری ماه رجب، لیله الرغائب است.
كلمه «رغائب» جمع «رغیبه» به معنای چیزی كه مورد رغبت و میل است و نیز به معنای عطا و بخشش فراوان می باشد. بنابراین معنای اول «لیله الرغائب» یعنی شبی كه میل و توجه به عبادت و بندگی در آن فراوان است و بندگان خوب و شایسته خداوند دراین شب تمایل زیادی به رفتن به درخانه خداوند و ارتباط و انس با معبود خویش دارند.
بنابر معنای دوم، «لیلة الرغائب» یعنی شبی كه در آن عطاء و بخشش خداوند فراوان است و بندگان مخلص خداوند با روآوردن به بارگاه قدس ربوبی و خاكساری در برابر عظمت حق شایسته دریافت انعام و عطا و بخشش بی كرانه حق می گردند.
اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند ،شبى است بسیار مهم و همه اساتید تأكید داشتند بر این كه شاگردانشان اعمال شب لیلة الرغائب را بجا بیاورند.
اعمال شب جمعه اوّل ماه رجب(لیلة الرغائب)
از جمله اعمال این شب نمازی است كه اگر شخص آن را به جا آورد، پس از مرگ هنگامی كه در قبر گذاشته شود خداوند تبارك و تعالی ثواب نمازش را به سوی او به بهترین صورت می فرستد تا همدم او شود و او را از تنهایی بیرون آورد.
این شخص با روی گشاده و درخشان و زبانی شیوا و فصیح به او می گوید: ای حبیب و دوست من! بشارت باد تو را كه از هر شدت و سختی نجات یافتی.
میت می پرسد: تو كیستی؟ بخدا سوگند كه من چهره ای بهتر از روی تو ندیده ام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیده ام و بویی بهتر از بوی تو نبوئیده ام.
آن شخص می گوید: من ثواب آن نمازم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم ومونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور رستاخیز دمیده می شود من درعرصه قیامت، سایه بر سر تو خواهم افكند. پس خوشحال باش كه هرگز خیر از تو معدوم نخواهدشد.
در روایت داریم كه اگر كه شخصى ماه رجب بر او داخل بشود و پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه بگیرد؛ پنجشنبهاى كه شب جمعه آن، اوّلین شب جمعه ماه رجب است و در شب جمعه، بین نماز مغرب و عشاء، دوازده ركعت نماز دارد؛ شش تا دو ركعت، مثل نماز صبح در هر ركعتى بعد از سوره حمد، سه مرتبه سوره إنا أنزلناه و دوازده مرتبه سوره (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) و بعد از تمام شدن این دوازده ركعت (تفصیلش را در همین مفاتیح نوشته، رفقا مىتوانند نگاه كنند) هفتاد مرتبه: أللهمَّ صَلِّ عَلى مُحَمّدٍ النَّبّىِ الامّىِّ وَ عَلى آلِه، بعد سر به سجده مىگذارند، هفتاد مرتبه: سُبوحٌ قُدوّس رَبُّ المَلائكة وَ الرّوح، دوباره سر بر مىدارد، هفتاد مرتبه: رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَ تَجاوَز عَمّا تَعلَم إنَّكَ أنْتَ العَلىُّ الأعَظَم، دوباره سر به سجده مىگذارد و هفتاد مرتبه: سُبوحٌ قُدّوس رَبُّ المَلائِكَة وَ الرّوح و داریم كه خداوند تمام گناهان او را مىآمرزد و هر حاجتى را كه بخواهد، خداوند به او عطا مىكند. زمان انجام این اعمال بین نماز مغرب و عشاء است (در مفاتیح هم موجود می باشد .)
امید آن است كه در پایان این نماز با فضیلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنید و ما را نیز از دعای خیر خود محروم ننمایید.
منبع : گروه دین تبیان
برچسب ها : لیله الرغائب,رجب,فرشتگان,کعبه,پیامبر,نماز,اعمال,

فرود آمدن حضرت عیسی (علیهالسلام) به عنوان شگفتانگیزترین حادثه تاریخ بزرگترین نشانه و پرشکوهترین دلیل بر حقانیت امام مهدی (عجاللهتعالیفرجهالشریف) است. یکی از حکمتهای فرود آمدن آن حضرت در قیام امام مهدی(علیهالسلام) تقویت حرکت جهانی آن حضرت و اعتراف و تصدیق به حقانیت آن وجود گران مایه و امامت اوست.
ضرورت همه ادیان الهی ظهور منجی حقیقی در آخرالزمان است و وعده خداوند و پیامبران بزرگ الهی در ظهور آن بزرگوار و برقراری صلح و عدالت در جهان است. عقل و فطرت و وجدانهای بیدار و تجارب بشری نیز این معنا را تأیید میکند که سمت و سوی کاروان بشریت به سوی حکومت واحد جهانی عدالتخواه و عدالتپرور اخلاقی است. جالب آن است که در منابع اسلامی به طور دقیق و شفاف ولادت و شخصیت آن بزرگوار کاملاً شناخته و از ذریه فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) و یازدهمین امام از فرزندان حضرت امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب(علیهالسلام) و نهمین فرزند حضرت اباعبدالله الحسین(علیهالسلام) و همینطور از نسل و ذریه ائمه هدی(علیهالسلام) و چهارمین فرزند از فرزندان حضرت علیابن موسیالرضا(علیهالسلام) هستند.
در زمان ظهور آن حضرت، مسیح(علیهالسلام) نزول میکند و در رکاب و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز میکنند و این به مفهوم خاتمیت و خاتمالاوصیاء بودن آن بزرگوار است و در روایت آمده که آن بزرگوار به حضرت مسیح(علیهالسلام) احترام میکند. به شهادت محدثان شیعه و اهل سنت روایات وارد شده درباره فرود حضرت عیسای مسیح علیه السلام به گاه ظهور حجت (عجاللهتعالیفرجهالشریف) مستفیضند. حدیث مستفیض حدیثی است که دارای بیش از سه زنجیره سند و طریق نقل حدیث باشد.
ظهور مهدی(عجاللهتعالیفرجهالشریف) و مسیح مکمل یکدیگر و هر یک شرط و متمم دیگری است و در حقیقت همانطور که از روایت استفاده میشود، امام مهدی(عجاللهتعالیفرجهالشریف) قدوه و اسوه و اهلالبیت(علیهالسلام) مشمول کرامت خاص الخاص و اخص الخواص بوده و رسول اکرم(صلیاللهعلیهوآلهوسلم)صاحب لوای حمد است و رحمت للعالمین است و آدم(علیهالسلام) و دیگر انبیا(علیهالسلام) تحت لوای آن حضرت در فردای قیامت است و چه بسا فلسفه این تقدم مهدی(علیهالسلام) بر مسیح تسلیم در برابر خاتمیت و خاتمالاوصیا و صاحب سدرةالمنتهی بوده و این علامت آن باشد که دین و قرآن محمد(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و اهل بیت آن حضرت در افق اعلا هستند و چه بسا این خود از اسرار و رموز الهی و تأویل این قبیل احادیث باشد.
مهدی(علیهالسلام) جز با نزول حضرت مسیح ظهور نمیکنند و تکمیل سلسله و زنجیره پیامبران و رهبران الهی در آخرالزمان با ظهور مهدی(علیهالسلام) اتفاق میافتد و آنچه امروز مسیحیت آمریکایی تصور میکند که آرماگدون اتفاق میافتد و امام عصر(عجاللهتعالیفرجهالشریف) و مهدی موعود(علیهالسلام) در کار نخواهد بود دروغی آشکار بیش نیست.
حضرت مهدی(عجاللهتعالیفرجهالشریف) بلاواسطه فرزند امام عسکری(علیهالسلام) و حضرت نرجس خاتون است که در سنه 255 ق. در سامرا متولد شدهاند و در اعتقاد ما شخصی معین، با ویژگیها و صفات خاصی بوده و هرگز جایی برای تردید، تحریف، خرافهگرایی، تفسیرها و توجیههای جاعلانه باقی نمیگذارد. عیسیبن مریم(علیهالسلام) نیز پیامبر اولوالعزم بوده که حدود 770 سال قبل از ولادت امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ در بیت اللحم از حضرت مریم(سلاماللهعلیها) متولد شدهاند و در بینش صحیح دینی و تاریخ هرگونه ادعای ساختگی که به مفهوم یکی بودن آن دو بزرگوار مطرح شود و یا با انگیزههای گوناگون سیاسی اجتماعی و فکری مطرح شود دور از انصاف و خلاف وجدان و غیر منطبق با واقع است.
مسلمانان بر خلاف باور اغلب مسیحیان که به کشته شدن حضرت مسیح(علیهالسلام) معتقدند، ایشان را پیامبر الهی زنده میدانند. امروزه عیسی بن مریم (علیهالسلام) نزد مسیحیان، مقدسترین موجود است و طبیعی است که دیگر مکتبها و ادیان نیز برای آن پیامبر الهی احترام ویژهای قائل هستند. مسلمانان نیز به پیروی از قرآن کریم، ایشان را آن گونه که هست بنده وارسته و شایسته خدا و پیامبر بزرگ او می شمارند و همان گونه که قرآن بارها او را به پاکی، طهارت، قداست و احترام یاد میکند، وی را تجلیل میکنند. به نظر میرسد به جهت اهمیت این موضوع و شکوه و شخصیت والای آن حضرت است که او به اراده خدا و برای تقویت حرکت جهانی و نجات بخش امام مهدی(علیهالسلام) در عصر ظهور و قیام آن حضرت فرود میآید.

طبق روایات متواتر اسلامی، حضرت مهدی (عجاللهتعالیفرجهالشریف) دارای دو غیبت است. غیبت صغری و غیبت کبری و در عصر غیبت صغری رابطه با آن حضرت(علیهالسلام) توسط نواب خاصشان برقرار میشد و در عصر غیبت کبری آن حضرت دارای نواب عام است و صفات ایشان نیز به طور کلی و کامل تعریف شده است.
ولی درباره حضرت مسیح که بحث غیبت و یا مباحث مشابه مطرح نیست بلکه در تعبیر قرآن کریم آمده است: "و ما قتلوه و ما صلبوه ولکن شبّه لهم... بل رفعه الله إلیه. و حال آنکه آنان او را نکشتند و مصلوبش نکردند، ولیکن امر بر آنان مشتبه شد... بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد، و خدا توانا و حکیم است".
و در روایات ما بحث نزول حضرت مسیح(علیهالسلام) است، نه ظهور آن بزرگوار. و این دو تعبیر و عنوان بسیار متفاوت است که یکی نشانگر غیبت و دیگری نشاندهنده عروج و رفع الی الله و نزول مجدد است.
درباره حضرت ولی عصر (عجاللهتعالیفرجهالشریف) این عنوان به کار نرفته بلکه عنوان غیبت، عصر غیبت و عصر ظهور به کار رفته است. یعنی او در میان ماست ولی از چشم ما به حسب ظاهر غایب است نه اینکه خداوند متعال او را به سوی خودش برده باشد و یا به عقیده مسیحیت آن بزرگوار را به دار آویخته باشند و به ملکوت الهی پرواز کرده باشد. بنابراین ادعای تطبیق این دو با یکدیگر نمیتواند صحیح و قابل قبول باشد.
مهدی(علیهالسلام) از ذریه رسول اکرم(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و فاطمه اطهر(سلاماللهعلیها) و از خاندان محمد(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و همنام رسول اکرم(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) است. او قائم بالحق و قائم بالقسط است که او از مکه خواهد درخشید و یاران وفادار و استوار و انصار فداکار او در اسرع وقت به او ملحق خواهند شد و جریانهای صلیبی و صهیونیستی نیز نمیتوانند بر چهره پرفروغ خورشید ولایت گرد و غبار نسیان و تحریف بپاشند.
آری مهدی(عجاللهتعالیفرجهالشریف) وارث همه انبیا و اولیا است وارث زمین است وارث آدم و نوح(علیهالسلام) و پیامبران اولوالعزم دیگر است وارث موسی کلیم و عیسی مسیح(علیهالسلام) است تجلی همه ارزشهای الهی و ادیان آسمانی است.
اکنون رسالت همه منتظران آن بزرگوار و ارادتمندان آستان مقدس حضرت خاتمالاوصیا(علیهالسلام) احیای انگیزههای عمیق دینی و الهی و ایجاد آمادگی روحی و اخلاقی و گسترش فرهنگ مهدویت و ولایت و تلاش در راه بیداری امت اسلامی و زمینهسازی برای وحدت جهان اسلام و فداکاری و مجاهدت در راه نصرت آن حضرت و بسترسازی برای عصر ظهور و پیروزی حق بر باطل و آمادهسازی افکار و اندیشهها و ایجاد شرایط برای حکومت واحد عدل جهانی است.
فرود آمدن حضرت عیسی (علیهالسلام) به عنوان شگفتانگیزترین حادثه تاریخ و مهمترین رخداد، بزرگترین نشانه و پرشکوهترین دلیل بر حقانیت امام مهدی (عجاللهتعالیفرجهالشریف) است.
شاید بتوان گفت یکی از حکمتهای فرود آمدن آن حضرت در قیام امام مهدی(علیهالسلام) تقویت حرکت جهانی آن حضرت و اعتراف و تصدیق به حقانیت آن وجود گران مایه و امامت اوست. به ویژه که حضرت عیسی(علیهالسلام) به امام مهدی (عجاللهتعالیفرجهالشریف) اقتدا کرده، به امامت او نماز میگزارد و امامت جهانی و آسمانی او را تصدیق و تایید میکند.
از حضرت عیسی (علیهالسلام) در روایات با واژههای گوناگون مانند وزیر، جانشین، مشاور، فرمانده سپاه و یا مسئول در حکومت حضرت مهدی(عجاللهتعالیفرجهالشریف) یاد شده است. بر اساس روایاتی چند، آن حضرت وزارت حکومت جهانی امام مهدی (عجاللهتعالیفرجهالشریف) را بر عهده خواهد داشت، چنان که از افراد دیگری نیز به عنوان وزیر نام برده شده که احتمالاً این وزیران در ردههای بعدی حکومت و سیاست قرار دارند و عیسی (علیهالسلام) در رأس آنها و به عنوان وزیر و مشاور و نزدیکترین شخص به امام زمان و فرمانده سپاه او و دارنده مقام قضاوت است.
از اقتدای حضرت عیسی (علیهالسلام) به امام زمان(عجاللهتعالیفرجهالشریف) در نماز که قطعاً به دستور خداوند متعال است پی میبریم که مقام امام زمان (عجاللهتعالیفرجهالشریف) از حضرت عیسی (علیهالسلام) بالاتر است و امام زمان(عجاللهتعالیفرجهالشریف) حجت خدا بر عیسی (علیهالسلام) و امام اوست. علاوه بر این که این حادثه مورد اتفاق شیعه و اهل سنت است.

بنابراین رهبر انقلاب جهانی اسلامی حضرت مهدی ( عج) است و عیسِی بن مریم (ع ) این پیامبر اولو العزم الهی در رکاب آن حضرت در راه جهانی سازی اسلامی و جهانی شدن ارزشهای قرآنی ایشان را یاری میکند یکی از عوامل تأثیر گذار در پیشرفت انقلاب جهانی مهدوی و برقراری حاکمیت انقلاب اسلامی در سراسر جهان حضور این پیامبر الهی در کنار مهدی آل محمد ( ص) است. مسیحیان جهان با لطف الهی از طریق مختلف سخنان دلنشین حضرت مسیح (علیهالسلام) را در عصر انقلاب ارتباطات و انفجار میشنوند و به ایشان روی آورند و از این راه سریعتر اسلام در سراسر جهان گسترش مییابد. گرایش عناصر صادق جمعیت میلیاردی مسیحیان جهان از درون کشورهای غربی به سوی اسلامی که پیامش را عیسی بن مریم (علیهالسلام) یاور و پشتیبان حضرت مهدی (عجاللهتعالیفرجهالشریف) به آنها خواهد رساند نقش مهمی در حاکمیت اسلام بر جهان غرب ایفا میکند در سخنان پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و ائمه معصومین علیهم السلام پیرامون انقلاب جهانی حضرت مهدی (عجاللهتعالیفرجهالشریف) ارتباط و پیوند و همکاری مهدی و عیسی علیهما السلام به روشنی بیان شده و در بین مسلمانان رواج یافته است.
در مجموع با تفسیر قرآن به وسیله تفسیر اهل بیت حضور عیسی بن مریم (علیهالسلام) در انقلاب مهدوی یک امر قطعی است که بی تردید به حکم قرآن و سنت حتماً عیسی (علیهالسلام) همراه حضرت مهدی (عجاللهتعالیفرجهالشریف) خواهد بود و در جهانی شدن اسلام و جهانی سازی اسلامی در انقلاب مهدوی نقش مؤثری ایفا میکند . این حقیقت با توجه به احادیث فراوانی که سنی و شیعه از پیامبر و اهل بیت نقل کردهاند و صراحت در فرود آمدن عیسی (علیهالسلام) در عصر ظهور حضرت مهدی (عجاللهتعالیفرجهالشریف) و نماز خواندن به امامت قائم آل محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و یاری ایشان دارد بهتر آشکار میشود.
منبع:نوشته ویدا حسین زاده
برچسب ها : حضرت عیسی,حضرت مهدی,پیامبر,قرآن,ظهور,منجی,نماز,
آثار بی توجهی به نماز

كسانی كه به نماز به عنوان تكلیف و خواست الهی بی توجهی كنند و آن را كوچك بشمارند خداوند نیز به خواستهها و اعمال آنان توجهی نخواهد داشت.
امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرماید: «من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشره خصله...الثانیه یضیق علیه قبره و الثالثه تكون الظلمه فی قبره... ؛ هر زن و مردی كه به نمازش بیاعتناء باشد خداوند او را به پانزده چیز مبتلا می سازد... و قبر بر او تنگ و تاریك می گردد.»
امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرمایند ؛« إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِی الصَّلَاهِ فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِی كَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی ؛ وقتی بندهای نماز خود را با عجله و شتاب به پایان میبرد و آن را كوتاه میكند خدا به ملائكه میفرماید: آیا نمیبینید بندهی من چگونه نماز خود را كوتاه میكند گویا میپندارد كه بر آوردن حوائجش به دست غیر من است (كه اینگونه عجله میكند.) آیا نمی داند برآوردن حوائجش به دست من است .»1
كسانی كه به نماز به عنوان تكلیف و خواست الهی بی توجهی كنند و آن را كوچك بشمارند خداوند نیز به خواستهها و اعمال آنان توجهی نخواهد داشت.
امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرماید:« من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشره خصله...الثانیه یضیق علیه قبره و الثالثه تكون الظلمه فی قبره... ؛ هر زن و مردی كه به نمازش بیاعتناء باشد خداوند او را به پانزده چیز مبتلا می سازد... و قبر بر او تنگ و تاریك می گردد.»2
نمازی كه با سهلانگاری و تحقیر خوانده شود مورد قبول خداوند متعال قرار نمیگیرد. امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرماید: «انّ اللّه عزوجل لایقبل الاّ الحسن فكیف یقبل ما یستخف به ؛ خداوند جز نیكو را نمیپذیرد پس چگونه آن را كه مورد استخفاف واقع گردیده است بپذیرد. » 3
نمازی كه آورنده آن به آن بی مهری و بی توجهی دارد، چگونه مشمول قبول خداوند قرار گیرد؟!
گفتگوی ملک نماز و انسان نمازگزار
برخی از روایات تصویر و تمثیلی را برای نماز ترسیم نمودهاند كه بر حسب آن، نماز بصورت ملكی با انسان به گفتگو مینشیند گاه تشكر میكند و گاه گلهمند میشود.
در روایتی امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرماید: وقتی نماز در وقت خود اقامه نگردد و بی دقّت ارائه شود با صورتی سیاه و تاریك به سوی انسان باز میگردد. میگوید: مرا ضایع كردی خدا تو را ضایع كند. و اگر در وقت خود اقامه شود برای انسان دعا میكند و میگوید: همان گونه كه مرا حفظ و احترام نمودی خداوند تو را حفظ كند.4

قرآن كریم راه تاركین نماز را به سقر منتهی میداند و در مورد آنان میفرماید: «ما سلككم فی سقر قالوا لم نك من المصلّین»5 روزی فاطمه زهرا ، صدیقه کبری(سلام لله علیها) از پدر گرامی خویش سوال کرد: پدر جان مردان و زنانی که نماز خود را سبک می شمارند چه عذاب و عقوبتی دارند؟ رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: دخترم! هر زن و مرد مسلمانی که نماز خود را سبک و کوچک بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا گرفتار می کند: شش بلا در دنیا، سه بلا هنگام مرگ، سه بلا در عالم قبر و سه بلای دیگر هنگامی که روز قیامت از قبر برانگیخته می شود.
امّا آن شش بلا که در دنیا به او می رسد :
اوّل: خداوند برکت را از عمرش برمی دارد و عمرش کوتاه می شود.
دوّم: خداوند برکت را از روزی اش برمی دارد و رزق و روزیش کم می گردد.
سوّم: خداوند نشانه بندگان صالح و شایسته را از صورت او پاک می کند و نور ایمان را از چهره او می برد.
چهارم: هر طاعتی که به جا آورد، بهره ای از آن نمی برد.
پنجم: دعایش مستجاب نمی شود.
ششم: بهره ای از دعای مردان و زنان صالح و شایسته نمی برد و مشمول دعای نیکان نمی شود.
امّا آن سه بلا که هنگام مرگ به او می رسد:
اوّل: با ذلّت و خواری از دنیا می رود.
دوّم: گرسنه می میرد.
سوّم: تشنه از دنیا می رود تا جایی که اگر از تمامی نهرهای دنیا به او آب داده شود، عطش و تشنگی او فرو نمی نشیند و عطشان می میرد.
و آن سه بلا که در عالم قبر به او می رسد:
اوّل: خداوند ملکی را بر او می گمارد که در قبر او را(به وسیله قهر و غضب و پریشانی و اضطراب) از جای خود برکند.
دوّم: گور بر او تنگ می شود و فشار قبرش زیاد می گردد.
سوّم: قبرش مملوّ از ظلمت و تاریکی می گردد.
و آن سه بلایی که در قیامت به او می رسد:
اوّل: خداوند فرشته ای را مأمور می کند تا او را در حالی که همه نظاره گرش هستند با صورت روی زمین بکشاند.
دوّم: به سختی از او حساب می کشند و به اعمالش رسیدگی می کنند.
سوّم: خداوند با نظر رحمت به او توجّه نمی فرماید و برای او عذاب و عقابی دردناک قرار خواهد داد.6
پی نوشت ها :
[1] . كافی ، ج 4 ،ص170
[2] . بحار الانوار ،ج80 ، ص21.
[3] كافی ،ج3 ، ص269
[4] . بحارالانوار، ج80 ،ص9.
[5] . مدّثر ، آیه42.
[6] . مستدرک الوسائل ،ج 1 ، ص 171
منابع :
سایت باقرالعلوم
سایت حوزه
سایت حجت الاسلام قرائتی
برچسب ها : امام صادق,قبر,نماز,خداوند,انسان,نمازگزار,

در روایتی از امام معصوم (ع) آمده است اگر به گناهی مبتلا شدید، تلاش كنید پس از آن ، دو ركعت نماز بخوانید ، چرا که نور نماز دل تاریك انسان را روشن نموده و زمینه توبه را فراهم كرده و او را از عمل زشت در حضور خداوند ، پشیمان و شرمگین میگرداند . این پشیمانی باعث پذیرش توبه میشود: «كَفَی بِالنَّدَمِ تَوْبَةً».
یك سلسله اعمال است كه آثار خوب اعمال دیگر را از بین میبرد ، اما اینگونه نیست كه هر عمل بدی هر عمل خوبی را از بین ببرد باید دید آیات و روایات چه نشان میدهند.
نماز بهترین عمل برای بازسازی اعمال زشت
قرآن میفرماید: «أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَی النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ؛ در دو طرف روز و پاسی از شب، نماز را به جا بیاور.»( هود / 114) سپس قاعده کلی را میفرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ؛ كارهای خوب كارهای بد را از بین میبرد.»
مسلّم است كه یكی از كارهای خوبی كه، اعمال بد را از بین میبرد، نماز است. در روایتی از امام معصوم (ع) آمده است اگر به گناهی مبتلا شدید، تلاش كنید پس از آن، دو ركعت نماز بخوانید. چرا که نور نماز دل تاریك انسان را روشن نموده و زمینه توبه را فراهم كرده و او را از عمل زشت در حضور خداوند، پشیمان و شرمگین میگرداند ، این پشیمانی باعث پذیرش توبه میشود: «كَفَی بِالنَّدَمِ تَوْبَةً».( الكافی، ج 2، ص 426، باب «الاعتراف بالذنوب و الندم علیها»)
تبدیل كارنامه سیاه به نامه سفید
در جایی دیگر قرآن میفرماید: «أُوْلئِكَ یُبَدِّلُ اللّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ» كسانی كه توبه نموده و ایمان داشته و عمل صالح انجام دهند ، و دست از كارهای زشت كشیده و ایمان خود را نگه دارند، خداوند كارهای بد آنان را تبدیل به عمل خوب میكند. كمترین چیزی كه مفسرین در ذیل این آیه گفتهاند این است كه معنای تبدیل سیئات به حسنات آن است كه نامه اعمالی كه پر از گناه بوده، از گناهان پاك میشود ، سپس توبه از گناه به عنوان عمل صالح نوشته شده و بدین ترتیب بدیها رفته و به جای آن خوبیها میآید. این سادهترین تفسیر است.
شکى نیست که اجمالا کارهای شایسته و ناشایست (" حسنات" و" سیئات") روى یکدیگر اثر متقابل دارند، و ما حتى نمونه هاى این موضوع را در زندگى روزمره خود مى یابیم، گاه مى شود که انسان سالیان دراز زحمت مى کشد، و با تحمل مشقت فراوان سرمایه اى مى اندوزد، اما با یک ندانم کارى یا هوسبازى، یا بى مبالاتى آن را از دست مى دهد، این چیزى جز نابود کردن حسنات مادى سابق نیست که در قرآن از آن تعبیر به" حبط" شده است.
و گاه به عکس، انسان مرتکب اشتباهات فراوانى مى شود، و بار خسارتهاى سنگینى را بر اثر آنها بدوش مى کشد، اما با یک عمل عاقلانه و حساب شده، و یا مجاهده شجاعانه، همه آنها را جبران مى نماید.
بعضى از اطاعتها و اعمال نیک هست، که اثر گناهان را هم در دنیا محو مى کند و هم در آخرت، مانند اسلام آوردن و توبه. نیز بعضى از کارهاى نیک است که اثر بعضى از گناهان را از بین مى برد مانند نمازهاى واجب که باعث محو سیئات مى گردد. و نیز مانند اجتناب از گناهان کبیره که موجب آمرزش گناهان کوچک می شود.
در آیه 70 سوره مبارکه فرقان می خوانیم: «إلا من تاب و آمن و عمل عملا صالحا فأولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفورا رحیما »
مگر کسانى که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدل مى کند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است!
این آیه شریفه استثنایى است از حکم کلى دیدن جزای اعمال ناشایست ذکر شده در آیات قبل و خلود و بقای همیشگی در عذاب که در آیه قبل بیان شده است.

در این آیه سه شرط برای این که از عذاب الهی در امان اند ذکر شده است: توبه، ایمان و عمل صالح. بنابراین توبه کردن و ایمان آوردن و سپس انجام اعمال صالح و اطاعت الهی، سبب تبدیل سیئات به حسنات اند.
اما توبه معنایش بازگشت از گناه است و کمترین مرتبه اش ندامت و پشیمانی است، و معلوم است که اگر کسى از کرده هاى قبلى اش ندامت نداشته باشد از گناه دور نمى شود و هم چنان آلوده و گرفتار آن خواهد بود.
و دلیل شرط بودن عمل صالح نیز روشن است، براى اینکه وقتى کسى از گناه توبه کرد قهرا اگر نخواهد توبه خود را بشکند عمل صالح انجام مى دهد، یعنى عملش صالح مى شود، پس توبه مستقر و نصوح آن توبه است که عمل را صالح کند.
و از شرط بودن ایمان به خدا فهمیده مى شود که آیه شریفه مربوط به کسانى است که هم شرک ورزیده باشند و هم قتل نفس و زنا مرتکب شده باشند و یا حداقل مشرک بوده باشند، چون اگر روى سخن در آن، به مؤمنینى باشد که قتل و زنا کرده باشند، دیگر معنا ندارد قید ایمان را نیز در استثناء بگنجاند.
پس آیه شریفه درباره مشرکین است، حال چه اینکه آن دو گناه دیگر را هم مرتکب شده باشند و چه نشده باشند، و اما مؤمنینى که مرتکب آن دو گناه شده باشند عهده دار بیان توبه شان آیه بعدى است که می فرماید: «و من تاب و عمل صالحا فإنه یتوب إلى الله متابا»: و هر که توبه کند و عمل شایسته انجام دهد بازگشتى پسندیده به سوى خدا دارد (فرقان،71).
جمله" أولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات" (خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدل مى کند) در آیه مورد بحث، آثار نیکى که بر توبه و ایمان و عمل صالح مترتب مى شود را بیان مى کند. و آن این است که: خداى تعالى گناهانشان را تبدیل به حسنه مى کند.
پاكم كن و اصلاح؛ ای خدای غفور!
در یکی از دعاهای امام سجاد (علیه السلام) آمده است که حضرت از خداوند میخواهند: خدایا به من توفیق بده تا كارهای خوبی انجام دهم به نحوی كه كارهای بدم را نیز از بین ببرد .
نخست ، آنكه توفیق انجام عمل نیكی را بدهی كه كارهای زشت گذشته را از بین ببرد .
دوم ، ویژگی این اعمال به گونهای باشد كه باعث دوری من از گناه شود ، به عبارتی هم گذشته را اصلاح كند و آینده را تأمین كند .
سپس در ادامه دعا می فرمایند: «خدایا به من توفیق بده تا كارهایی انجام دهم كه هیچ فرشتهای بهتر از آن كار را انجام نداده است. كارهایی انجام دهم كه از كارهای همه فرشتگان بالاتر باشد.»
این خواسته را كسی میگوید كه بر همه حقایق احاطه دارد و میداند كه این كار شدنی است . انسان اگر از خدا بخواهد و خدا توفیق بدهد تا انسان قدر نعمتهای او را بداند، به جایی میرسد كه هیچ فرشتهای به آن مقام نرسیده است.
امام سجاد(ع) از خداوند توفیق بر انجام عباداتی را از خداوند می خواهد كه ارزش كار فرشتگان هم به اندازه آن عبادات نباشد .
در ادامه می فرمایند: «وَ أَنْ نَتَقَرَّبَ إِلَیْكَ فِیهِ» به ما توفیق بده به سوی تو نزدیك شویم ، «مِنَ الْأَعْمَالِ الزَّاكِیَةِ» و با اعمال پاك به تو تقرب بجوییم، «بِمَا تُطَهِّرُنَا بِهِ مِنَ الذُّنُوبِ» غیر از آنكه اعمال پاك و صالح است، وسیلهای برای تطهیر سایر گناهان ما نیز باشد .
«وَ تَعْصِمُنَا فِیهِ مِمَّا نَسْتَأْنِفُ مِنَ الْعُیُوبِ» اگر موفق شوم اعمالی انجام دهم تا همه گناهان گذشتهام پاك بشود؛ آنچنان نورانیتی به آن عنایت فرما تا در روح من زمینهای را فراهم كند كه باعث دور شدن از گناه شود .
نقطه ی طلایی در رفتار آدمی
امام سجاد(علیه السلام) از خداوند می خواهد که؛ توفیق بده تا اعمال و عبادات ، ما را از مبتلا شدن دوباره به گناه، حفظ نماید، و در پایان میخواهد: «حَتَّی لا یُورِدَ عَلَیْكَ أَحَدٌ مِنْ مَلائِكَتِكَ إِلا دُونَ مَا نُورِدُ مِنْ أَبْوَابِ الطَّاعَةِ لَكَ» عمل ما به گونهای باشد كه هیچ فرشتهای چنین كاری را، از انواع اطاعت، نزد تو نیاورد، مگر آنكه آن كار پایینتر از اعمال ما باشد؛ یعنی به ما توفیق بده كه عملی به جا بیاوریم كه فرشته هر چه نزد تو میآورد، ما بهتر از آن را آورده باشیم .
این نقطه اوج و طلایی است كه انسان ممكن است در رفتار خود از خدا بخواهد ؛ غیر از اینكه گذشتهها را اصلاح و آباد كرده ، جلوی آلودگی های آینده را نیز میگیرد و مقام خود را از فرشتگان یا حداقل از سایر مردم ، بالاتر میبرد .
منابع :
سایت آیت الله مصباح یزدی
ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی،ج2،ص 257-258؛ ج15،ص334-337
تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی،ج15، ص160- 161
برچسب ها : نماز,اعمال زشت,امام سجاد,قرآن,گناهان,ایمان,خدا,
عقاب و عذاب بی نماز !

کسی که ترک کننده نماز را به دادن طعامی یا لباسی یاری کند، مثل این است که هفتاد پیغمبر را کشته ، که اول آنها آدم ، و آخر آن ها محمد (صلی الله علیه و آله ) است
در مورد اهمیت نماز و نقش آن در بازدارندگی از گناهان بسیار سخن گفتهایم و شاهدیم که مردم ما، مردمی هستند که مقید به اقامه نمازند. و در این بین عدهای هم هستند که نماز را ترک کرده اند و یا هرگز نخوانده اند که اکنون بخواهند ترک کنند .
با این حال و به ظاهر، در روند زندگی اینان با نمازگزاران تفاوتی احساس نمیشود. پس فرق میان افراد نمازگزار با کسانی که تارک نمازند چیست ؟
ترک نماز، کوتاهی در مهمترین دستور الهى و انجام ندادن بزرگترین وظیفه و برنامه زندگى است و این مساوی است با ناشکرى، ناسپاسى و کفران نعمتهاى الهى و برداشتن عمود و ستون دین؛ زیرا نماز پایه و ستون اصلی دین است.
در حالىکه عبادت است که انسان را به هدف آفرینش رهنمون مىشود. بی نمازی، باعث مىشود که آفرینش و زندگى انسان، بیهوده و لغو جلوه کند؛ ترک نماز و نیایش، موجب ترک لذت بخشترین حالات انسان است.
اگر گاهی می بینیم این افراد می گویند «کدام لذت، ما که لذتی ندیدیم و به خاطر همین هم نمی خوانیم» باید گفت اینان حق دارند چون هرگز لذتش را احساس نکرده اند که بخواهند بخاطر از دست ندادنش تلاش کنند. باید در پاسخ این ها بگوییم که برای رسیدن به لذت نماز باید در امر نماز مداومت داشت مقدماتش را فراهم کرد آدابش را رعایت کرد بعد دم از لذت بخش بودن یا نبودنش زد .
نمازی که از سر بی رغبتی و به چشم یک کار دست و پا گیر و بی فایده دیده شود چه لذتی میتواند داشته باشد. این ها که از تمام این مجموعه هستی فقط طالب مادیات و لذات زودگذرشان هستند میدانند و باز هم بدانند که لحظات عمر در شتابند و دیر یا زود همه مهمان خانه خاک خواهیم شد و وقت پاسخگویی . الان که وقت نماز خواندن ندارید دقایقی چند به این فکر کنید که در پاسخ اینکه چرا نماز نخوانده اید چه خواهید گفت ؟ آیا زمان مضحکه است و باز می توانید بگویید :"ما قرصش را خورده ایم و یا به سن تکلیف نرسیده ایم "
خوب است بدانید بی نمازی آثار و نتایج شوم فراوان مادی و معنوی را به دنبال دارد؛ گوشه هایی از این آثار شوم می پردازیم :
1- دور ماندن از امان خدا و رسولش
رسول خدا - صلی الله علیه وآله -: « من ترک الصلوة متعمدا من غیر علة فقد برء من ذمة الله و ذمة رسوله »( عیونأخبارالرضا(ع) ج : 1 ص : 285) ؛ « کسی که نماز را عمدا و بدون علت ترک کند از امان خدا و رسولش دور خواهد بود.»
2- سبب تسلط شیطان

امام صادق (علیه السلام ) از پدرش از پدرانش از امیر مؤمنان (ع) نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: «شیطان همواره از پسر آدم وحشت دارد و فاصله می گیرد تا زمانی که نمازهاى پنجگانهاش را در وقتش به جا می آورد . پس هرگاه آنها را ضایع کرد بر او جرأت پیدا می کند و او را بر گناهان بزرگ وارد می سازد .»( ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ، ص 230)
نقل شده زنی ، دیوانه وار و فریاد کنان خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسید و عرض کرد : ای رسول خدا ! به یارانت بگو از نزد شما بروند که من با شما کاری دارم . اصحاب رفتند آن زن خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشست و عرض کرد : یا رسول الله ! گناه بسیار بزرگی مرتکب شده ام . حضرت فرمودند : رحمت پروردگار بزرگ تر از گناه توست . آن گاه سؤال کردند : گناهت چیست ؟ زن گفت : شوهردار بوده ام ، مرتکب زنا شدم و از نطفه ی حرام حامله شدم ، بچه به دنیا آمد ، او را در خمره ی سرکه خفه کردم و سرکه ی نجس را به مردم فروختم ! رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حکم گناه آن زن را بیان کردند و سپس فرمودند : آیا می خواهی بدانی که چرا درون این چاه افتاده ای و این گناهان را مرتکب شده ای ! من گمان می کنم که تو نماز عصر نمی خوانی (تفسیر روح البیان، ج10، ص: 505)
3 نابود شدن اعمال خوب
رسول خدا - صلی الله علیه وآله -:« مَنْ تَرَکَ صَلَاتَهُ حَتَّى تَفُوتَهُ مِنْ غَیْرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ » (بحارالأنوار ج : 79 ص : 202)؛ « کسی که نمازش را بدون عذر ترک کند (نخواند) تا وقت آن بگذرد، عمل او نابود شده است .»
چهار- از بین رفتن فاصله کفر و ایمان
رسول خدا - صلی الله علیه وآله -:« بَیْنَ الْعَبْدِ وَ بَیْنَ الْکُفْرِ تَرْکُ الصَّلَاةِ »( بحارالأنوار ج : 79 ص : 202)؛ «فاصله کفر و بندگی ترک نماز است .»
4- مورد لعن تمامی کتب آسمانی و ملائکه و پیامبر خدا (صل الله علیه و آله )
رسول خدا - صلی الله علیه وآله -:« تارک الصلاة ملعون فی التوراة ملعون فی الانجیل ملعون فی الزبور ملعون فی القران ملعون فی لسان جبرئیل ملعون فی لسان میکائیل ملعون فی لسان اسرافیل ملعون فی لسان محمد»( الحکم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص: 294) ؛ «ترک کننده نماز در تورات و انجیل و زبور و قرآن مورد لعنت قرار گرفته و به زبان جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و محمد (ص ) ملعون است .»
5- مردن به دینی غیر از دین اسلام
رسول خدا - صلی الله علیه وآله -: « مَنْ تَرَکَ صَلَاةً لَا یَرْجُو ثَوَابَهَا وَ لَا یَخَافُ عِقَابَهَا فَلَا أُبَالِی أَ یَمُوتُ یَهُودِیّاً أَوْ نَصْرَانِیّاً أَوْ مَجُوسِیّا»( بحارالأنوار ج : 79 ص : 202) ؛ « کسی که نماز را ترک کند، در حالی که امید به پاداش نماز نداشته و از عذاب آن نیز نمی ترسیده ، پس باکی نیست که یهودی بمیرد، یا نصرانی ، یا مجوسی .»
6- ترک نماز برابر است با کفر
رسول خدا - صلی الله علیه وآله -:« من ترک الصلوة متعمدا فقد کفر»( عوالیاللآلی ج : 2 ص : 224) ؛ « هرکس عمدا نمازش را ترک کند، کفر ورزیده است .»
در روایت دیگرى آمده است: عبید بن زرارة مىگوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: گناهان کبیره کدام اند؟ آن حضرت فرمود: گناهان کبیره در نوشتار علىبن ابى طالب (ع)، هفت چیز است: کفر به خداوند، کشتن انسان، عاق پدر و مادر شدن، ربا گرفتن، خوردن مال یتیم به ناحق، فرار از جهاد و تعرب بعد از هجرت.
عبید مىگوید: از امام پرسیدم: یک درهم از مال یتیم خوردن، بزرگتر است یا ترک نماز؟ حضرت فرمود: ترک نماز. عرض کردم: شما ترک نماز را از گناهان کبیره به حساب نیاوردید. حضرت فرمود: اولین چیزی که از گناهان کبیره برایت گفتم چه بود؟ عرض کردم: کفر به خداوند. فرمود: همانا تارک نماز کافر است.( الکافی ج : 2 ص : 278)

7- اگر اقامه کنندگان نماز نبودند بی نمازها در دنیا هلاک می شدند .
امام صادق (علیه السلام) : « َ إِنَّ اللَّهَ لَیَدْفَعُ بِمَنْ یُصَلِّی مِنْ شِیعَتِنَا عَمَّنْ لَا یُصَلِّی مِنْ شِیعَتِنَا وَ لَوْ أَجْمَعُوا عَلَى تَرْکِ الصَّلَاةِ لَهَلَکُوا»( الکافی ج : 2 ص : 451) ؛ « همانا، خداوند به وسیله شیعیان نمازگزار ما از شیعیان بی نماز ما (بلا را) دفع می کند، ولی اگر همه تارک نماز بودند هر آینه همه هلاک می شدند.»
8 - لعن خدا بر تارک الصلوة
حضرت علی - علیه السلام -: « اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ تَرَکَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّدا»( مستدرکالوسائل ج : 3 ص : 91) ؛ « خدایا لعنت کن کسی را که عمدا نماز را ترک کند.»
9- مطرود اسلام و مسلمین
رسول خدا - صلی الله علیه وآله -: « من اعان تارک الصلوة بلقمة او کسوة فکانما قتل سبعین نبیا اولهم ادم و اخرهم محمد»( جامعالأخبار ص : 74) ؛ « کسی که ترک کننده نماز را به دادن طعامی یا لباسی یاری کند، مثل این است که هفتاد پیغمبر را کشته ، که اول آنها آدم ، و آخر آن ها محمد (ص ) است .»
10 - بدست آوردن زیان و خسران آخرت
عبید بن زرارة می گوید : از امام صادق (ع ) از سخن خدای عز و جل «هر کس به ایمان کافر شود به تحقیق عملش نابود شده و او در آخرت از زیانکاران است »( المائدة (5)، آیه 5) پرسیدم ، فرمود: ترک کردن نماز است چنان نمازی که به آن اقرار کرده است .»( بحارالأنوار ج : 79 ص : 219)
11- بی بهره از اسلام
امام صادق - علیه السلام -: « َ لَا حَظَّ فِی الْإِسْلَامِ لِمَنْ تَرَکَ الصَّلَاة»( بحارالأنوار ج : 79 ص : 232) ؛ « تارک نماز، حظ و بهره ای از اسلام ندارد.»
12- از بین رفتن دین
رسول خدا - صلی الله علیه وآله -: « فَمَنْ تَرَکَ صَلَاتَهُ مُتَعَمِّداً فَقَدْ هَدَمَ دِینَه» (بحارالأنوار ج : 79 ص : 202) ؛ « کسی که عملا نمازش را ترک کند، به تحقیق که دینش را منهدم کرده است .»
نتیجه :
با توجه به روایات گفته شده به راحتی می توان این نتیجه را گرفت که عاقبت شومی در انتظار بی نماز می باشد و از این نکته نیز نباید غافل شویم که همه ما بسیاری از ساعت های متمادی عمر خود را به خاطر کارهای بیهوده ای تلف می نمائیم ؛ کارهایی که انجام دادن و یا رها نمودن آنها تأثیر چندانی در زندگی مادی و معنوی ما ندارد پس چرا باید از عبادت ساده ای همچون نماز که وقت چندانی از انسان نمی گیرد و چنین بر سرنوشت مادی و معنوی انسان تأثیر گذار است غافل شویم .
برچسب ها : نماز,اخرت,مسلمین,اسلام,اقامه,بی نمازها,اعمال,
تبلیغات 

