
حدیث کساء از احادیث مشهور بین خاصه و عامه که در کتب فریقین به طرق و اسانید مختلف بیان شده است و مبدأ اصطلاحاتی همچون اصحاب کساء، آل عباء، پنج تن آل عبا و... گردیده است. اصل حدیث به مقدار مسلم و مورد اتفاق در تمامی آثار شیعه و سنی چنین است که:
روزی پیامبر اکرم و حضرت امیر و فاطمه زهرا و حسن و حسین علیهم السلام در منزل حضرت فاطمه علیهاالسلام یا ام سلمه گرد هم آمدند، پیامبر صلی الله علیه وآله بالاپوشی بر سر خود و آن چهار تن دیگر افکند، و در آن حال چنین دعا کرد:
«خدایا اینان اهل بیت و ویژگان من هستند، پس هر پلیدی را از ایشان بزُدای و آنان را (از هر عیب و گناه) پاک و مطهر بدار»
پس از آن جبرئیل فرود آمد، و آیه تطهیر: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» (احزاب/33) را فرود آورد.
قسمت هایی از متون این حدیث شریف که در کتب معتبره و صحاح و تفاسیر عامه روایت شده، در مقاله اهل بیت علیهم السلام دائرة المعارف تشیع (2/605- 607) بیان شده است، و خلاصه آنها بنا به تحقیق استاد سید مرتضی عسکری چنین است:
«روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در حجره ی «امّ سلمه» یکی از همسران با فضیلت رسول خدا صلی الله علیه وآله حضور داشت، چون رحمت خاص الهی را در حال فرود آمدن دید: فرمود: «فرا خوانید، فراخوانید». گفتند: چه کسی را ای رسول خدا؟ فرمود : «اهل بیت مرا، علی و فاطمه و حسن و حسین را». و چون ایشان اطراف پیامبر صلی الله علیه وآله جمع شدند، بالاپوشی از موی سیاه که نقش جهاز شتر بر آن بود (مرط مرحل) بر خود و ایشان افکند سپس فرمود: «اللهم هؤلاء آلی، فصلّ علی محمد و آل محمد». پس خداوند آیه تطهیر را نازل فرمود.(حدیث الکساء عند اهل السنة، 1/214)
بین شیعه امامیه متن خاصی از حدیث کساء به روایت از حضرت زهرا علیهاالسلام منقول است که در مجالس و محافل به قصد تبرک و توسل برای قضای حاجات و رفع مشکلات و شفای بیماران و دفع ناملایمات خوانده می شود و آثار شگفتی از آن به تجربه رسیده است، خلاصه آن متن بدین ترتیب است که:
«رسول اکرم صلی الله علیه وآله به دیدار دخترش فاطمه علیهاالسلام آمد، بالاپوشی خواست و به روی خود افکند، امام حسن و امام حسین و امیرمؤمنان علیهم السلام یکی پس از دیگری از درب وارد شده، عطر مخصوص رسول خدا صلی الله علیه وآله را استشمام نموده، به سویش دویده، رخصت طلبیده، در زیر آن بالاپوش قرار گرفتند، آن گاه حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز به آن جمع پیوست، و پیامبر صلی الله علیه وآله برای آنان دعا کرد، پیک وحی فرود آمد، و آیه تطهیر را آورد، و از سوی خداوند تأکید نمود که خداوند جهان و هر چه در آن است را به طفیل وجود این خمسه طیبه آفریده است».
گروهی از دانشمندان شیعه رساله های مستقلی درباره اسناد حدیث کساء و اثبات اعتبار آن پرداخته اند که از جمله آنهاست:
1) سند حدیث کساء، از آیة الله مرعشی نجفی، چاپ 1356 ق؛
2) آیة التطهیر فی الخمسة اهل الکساء، از محیی الدین موسوی غریفی، چاپ 1377 ق؛
3) حدیث الکساء عند اهل السنة، از سید مرتضی عسکری، چاپ اول 1395 ق، و چاپ دوم با افزودن منابع شیعی، 1402 ق؛
4) سند حدیث شریف کساء، از علی اکبر مهدی پور، چاپ 1410 ق.
همچنین شرح هایی بر متن معروف حدیث کساء نوشته شده که از آن جمله است:
1) التحفة الکسائیة، از شیخ بافقی یزدی (م 1310 ق)؛
2) کشف الغطاء عن حدیث الکساء، از شیخ علی آل عبدالغفار کشمیری (م 1345 ق) .
و نیز دهها تن از شعرای نامدار عرب و فارس و ترک و لر و اردو، حدیث کساء را به نظم درآورده اند.
منبع: دایرة المعارف تشیع، ج 6، ص 187.
برچسب ها : حدیث کسا,پیامبر,حضرت فاطمه,گناه,دائره المارف تشیع,
عبد شاكر آن انسانى است كه با نعمت خدا معصیت نكند و با تكیه بر نعمت الهى، با امر و نهى حضرت او- كه به مصلحت انسان تنظیم شده- به مخالفت با وجود مقدس پروردگار برنخیزد.

راستى چه جنایت بزرگ و سنگینى است كه انسان نعمت الهى را كه عبارت از تمام اعضا و جوارح انسانى و زمین و هوا و خوراك و پوشاك و تمام مواد مادى است صرف گناه و مخالفت با حضرت دوست كه از باب كرم و لطف و عنایت این همه نعمت در اختیار آدمى گذارده بنماید!!
گناهكار براى گناه ابزارى جز نعمتهاى الهى در اختیار ندارد، كسى كه مىخواهد به نامحرم نظر كند و راه خیانت به ناموس یك مملكت را به روى خود باز كند جز این نیست كه باید از نعمت چشم و قدم و مال و شهوت براى رسیدن به امیال شیطانى و جهنمىاش مایه بگذارد.
كسى كه مىخواهد از صداى حرام و آواز محرم و لهو و لعب و موسیقىهاى ایمان برانداز، لذّت ببرد جز این نیست كه باید از گوش و مال كه هر دو نعمت حقاند مایه بگذارد.
كسى كه مىخواهد دروغ بگوید، تهمت بزند، استهزا كند، افترا ببندد و دو به هم زنى نماید، نفاق افكنى پیشه سازد، فحش بدهد، باطل بگوید، حق را ناحق كند، زورگویى كند، شهادت ناحق بدهد، جز این نیست كه باید از نعمت زبان استفاده كند.
كسى كه مىخواهد كار خلاف خدا انجام دهد، مگر نباید تمام هستى خود را براى افتادن در حرام به كار بگیرد؟!
معناى واقعى شكر چیست؟

داوود پیامبر از خدا پرسید: اى مولاى من! اگر بخواهم شكر تو را در آن حدّى كه خشنودى تو در آن است انجام دهم چه كنم؟
جواب آمد: آنچه نعمت به تو عنایت كردم در همان راهى خرج كن كه به آن دستور دادهام كه خرج نعمت در جایى كه براى آن معیّن شده عین شكر من است.
پس هر گناهى برابر این روایت، عین ناسپاسى و كفران نعمت اوست و حق این است كه خداى بزرگ، نعمتهاى خود را از ناسپاسان سلب كند.
بیایید در مرحله اوّل، خالق نعمتها را بشناسیم، سپس به شناخت نعمتها و این كه تمام نعم عنایت و مرحمت اوست اقدام كنیم، آنگاه به شكر نعمت كه خرج كردن آن در راه اوست دست زده و از این راه، هم به تثبیت نعمت برخیزیم، هم درِ خیر دنیا و آخرت را به روى خود باز كنیم.نعمت خدا را خرج هوا و هوس و خواستههاى غلط شیاطین درون و برون نكنیم، از نعمتها براى آبادى دنیا و آخرت استفاده كنیم، وگرنه به عذابى دچار خواهیم شد كه هیچ قدرتى ما را از آن عذاب نتواند نجات دهد.
مواظب باشیم نعمت، عامل غفلت و بدبختى ما نشود، تمام این نعمتها را خداوند مهربان براى خوشبختى ما قرار داده، قدرشناس نعمت باشید و راه خرج كردن نعمت را از انبیا و ائمه و قرآن بیاموزید.
در برابر نعمتهاى معنوى بیشتر احساس مسؤولیت كنید، با اتصال به نعمتهاى معنوى و به كارگیرى صحیح آنها، خود را به رشد و كمال و خیر دنیا و آخرت برسانید.
بىتفاوتى در برابر قرآن، نبوّت انبیا، امامت امامان علیهم السلام، فقه فقیهان، عرفان عارفان، عین ناسپاسى و كفران است.
روز قیامت روزى است كه از همه انسانها نسبت به نعمتهایى كه در اختیار داشتند سؤال خواهد شد. روایت زیر یكى از روایات مهمّى است كه در این زمینه وارد شده:
قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله:
لا یَزُولُ قَدَمُ عَبْدٍ یَوْمَ الْقِیامَةِ مِنْ بَیْنَ یَدَىِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ حَتّى یَسْأَلَهُ عَنْ أَرْبَعَ خِصالٍ:
عُمْرُكَ فِیما أَفْنَیْتَهُ وَجَسَدُكَ فیما أَبْلَیْتَهُ وَمَالُكَ مِنْ أَیْنَ اكْتَسَبْتَهُ وَأَیْنَ وَضَعْتَهُ وَعَنْ حُبِّنا أَهْلَ الْبَیْتِ فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ وَما عَلامَةُ حُبِّكُمْ یا رَسُولَ اللّهِ فَقالَ مَحَبَّةُ هذا وَوَضَعَ یَدَهُ عَلى رَأْسِ عَلِى بْنِ أَبىطالِبٍ« بحار الأنوار: 27/ 103، باب 4، حدیث 70.».
پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود: قدم بندهاى در برابر حضرت حق حركت نمىكند مگر این كه از چهار چیز از او سؤال شود: عمرت و بدنت را در چه راهى صرف كردى، ثروتت را از كجا آوردى و در كجا خرج كردى و از عشق ما اهل بیت از او سؤال مىشود، مردى به حضرت گفت: علامت حبّ شما چیست؟ حضرت فرمود: عشق به این مرد، آنگاه دست بر سر على بن ابىطالب گذاشت.

شكر نعمت عمر، به این است كه این گوهر گرانبها خرج طاعت حق گردد و شكر بدن، عبادت حق و خدمت به خلق و شكر مال، از حلال بهدست آوردن و در حلال و خیر خرج كردن و شكر نعمت امامت، فرمان بردن از امر و نهى امام علیه السلام و عشق به اوست.
امیرالمؤمنین علیه السلام در سفارشى به فرزند عزیزش حضرت مجتبى علیه السلام مىفرماید:
أُوصیكَ بِتَقْوَى اللّهِ وَإقامَ الصَّلاةِ لِوَقْتِها وَایتاءَ الزَّكاةِ عِنْدَ مَحَلِّها وَأُوصیكَ بِمَغْفِرَةِ الذَّنْبِ وكَظْمِ الْغَیْظِ وَصِلَةِ الرَّحِمِ وَالْحِلْمِ عِنْد الجاهِلِ وَالتَّفَقُّهِ فِى الدّینِ وَالتَّثَبُّتِ فِى الأَمْرِ وَالتَّعَهُّدِ لِلْقُرآنِ وَحُسْنِ الْجَوارِ وَالأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْىِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاجْتِنابِ الْفَواحِشِ كُلِّها فى كُلِّ ما عُصِىَ اللّهُ فیهِ « تحف العقول: 222؛ بحار الأنوار: 75/ 62، باب 16، حدیث 142.»؛
فرزندم تو را به خویشتن دارى از گناه و نماز به وقت و پرداخت زكات در محل خودش سفارش مىكنم از تو مىخواهم از گناه دیگران چشم بپوشى و خشم را فرو ببرى و صله رحم به جا آورى و در برابر جاهل بردبار باشى و در دین راه فهم پیش بگیرى و در امر خود پا برجا باشى و نسبت به قرآن متعهّد بوده و با همسایه نیك رفتارى پیشه كنى، امر به معروف و نهى از منكر كن، از تمام فواحش، در آنچه خدا در آن معصیت مىشود بپرهیز.
اگر عمر بر طبق این روایات صرف شود، به حقیقت، شكر عمر به جا آورده شده و وقت و نعمت در گناه حق مصرف نشده.
اگر عمر بر طبق این روایات صرف شود، به حقیقت، شكر عمر به جا آورده شده و وقت و نعمت در گناه حق مصرف نشده.
اقسام انسانها در برابر نعمتها
در اینجا لازم است تذكر داده شود كه انسانها در برابر نعمتهاى حق بهخصوص نعمتهاى معنوى بر چهار دستهاند:
اوّل: گروهى كه از ابتدا از قبول نعمت حق روى گردانده و از ریشه، نعمت مادّى یا معنوى را قبول نكردهاند، تن به كار نداده و تنبلى پیشه كرده و سربار مردم و دچار فساد شدهاند یا دین خدا را نپذیرفته و راه ضلالت و گمراهى و جنایت و خیانت پیشه كردند.
دوّم: گروهى كه نعمت مادّى یا معنوى را پذیرفته ولى از خرج آن بخل ورزیده و نعمت خدا را معطّل گذاردند در مال قرار گرفتند و انفاق نكردند، عالم شدند و به خاطر عافیتطلبى به گوشهاى خزیده و از خرج نعمت دانش دریغ ورزیدند!
سوّم: گروهى كه نعمت را قبول كردند، ولى در راه غیر دوست مصرف كردند، مانند ثروتمندان طاغى و عالمان دربارى.
چهارم: گروهى كه نعمت مادى و معنوى را پذیرفتند و خویش را نسبت به مال و علم یا نعمت دیگر، امین خدا دانستند و برابر با خواسته حضرت حق به مصرف كردن نعمت اقدام كردند، اینان همان دستهاى هستند كه قرآن مجید از آنها تحت عنوان بندگان شاكر یاد كرده است، در هر صورت حضرت صادق علیه السلام مىفرماید:
وَأَنْ لا یَعْصِیَهُ بِنِعْمَتِهِ أَوْ یُخَالِفَهُ بِشَىْءٍ مِنْ أَمْرِهِ وَنَهْیِهِ بِسَبَبِ نِعْمَتِهِ
شكر به این است كه با نعمتش معصیت نكنى و از قدرت و قوّتِ نعمت در امر و نهى او به مخالفت برنخیزى.
منبع :
کتاب عرفان اسلامی جلد سه ؛ آیت الله استاد حسین انصاریان
برچسب ها : نعمت,معصیت,پروردگار,گناه,تهمت,شکر خدا,شیاطین,هوا و هوس,نبوت,انبیا,عرفان پیامبر,
معرفت نسبت به خداوند و پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهالسلام ویژگی اصلی انسان برای ورود به بهشت جاوید است. چنانکه متقابلاً شرط است که اهل بیت علیهالسلام نیز او را به عنوان شیعه و مؤمن راستین بشناسند.

در گوشه و کنار از بعضی از خشکی مقدسان شنیده میشود که اکثریت زنان به جهنم میروند و زنان اندکی به بهشت میروند و با نقل برخی احادیث، زنان را ناقصالعقل و اهل جهنّم خوانده است. آیا این گونه مطالب صحیح است؟
قرآن میفرماید: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ» (نحل / 97)
نظیر این آیه زیاد است و مناط در سعادت، چه زن و چه مرد، تقوا است و مناط شقاوت، چه زن و چه مرد، فسق و فجور است. و این از واضحات دین اسلام است.
عوامل ورود به بهشت
در اینجا دانستن این موضوع از ارزش به سزایی برخوردار است که چه عواملی موجب ورود به بهشت میشود؟ و به دیگر سخن: بهشتیان (چه زن و چه مرد) چه ویژگیهایی در دنیا دارند؟ فایده و اثر مهم پی بردن به پاسخ این پرسش، فراهم آمدن زمینه عملی انسان برای نیل به این ویژگیها است. این ویژگیها عبارتند از:
معرفت خدا و پیامبر و اهل بیت
... فانه من مات منکم علی فراشه و هو علی معرفة حق ربه و حق رسوله و اهل بیته مات شهیدا و وقع اجره علی الله، و استوجب ثواب مانوی من صالح عمله و قامت النیة مقام اصلاته لسیفه...
...پس راستی چنین است که اگر یکی از شما در بستر خود در حالتی بمیرد که به حق پروردگار و حق پیامبر و اهل بیت پیامبر آشنا باشد، او شهید از دنیا رفته پاداش شهیدان را دارد و پاداش او در روز قیامت بر عهده خداوند متعال است، و ثواب آن کار نیک که انجام آن را در دل داشته و قصد آن را نموده بود، خواهد برد و آن قصد او برای جنگیدن در راه خدا و انجام کار نیک جایگزین و جانشین از نیام بر کشیدن شمشیرش میشود...
مقصود امام علیهالسلام از قصد انجام کار، آن قصد و ارادهای است که اگر هنگام عمل فرا رسد انسان از انجام آن هیچ باکی نداشته باشد، و تنها موانع خارج از اراده و اختیار او باز دارنده او از آن کار باشد، چنین قصد و ارادهای صاحب خود را تا آنجا بالا میبرد که اگر در بستر خود و با مرگ معمولی نیز بمیرد در جایگاه شهیدان قرار خواهد گرفت. مشروط بر اینکه عارف به مقام خداوند و پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهالسلام باشد.
معرفت نسبت به خداوند و پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهالسلام ویژگی اصلی انسان برای ورود به بهشت جاوید است. چنانکه متقابلاً شرط است که اهل بیت علیهالسلام نیز او را به عنوان شیعه و مؤمن راستین بشناسند.
یاری و دوستی اهل بیت
هر چند شناختن خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهالسلام ویژگی اصلی بهشتیان است، ولی تمام ویژگی آنان نیست، بلکه ویژگیهای دیگری دارند که دوست داشتن اهل بیت علیهالسلام و یاری کردن آنان از جمله آن ویژگیها است. چنانکه امام علیهالسلام فرمود:

ناصرنا و محبنا ینتظر الرحمة...
...آنکه ما را یاری رساند، و ما را دوست داشته باشد، رحمت خداوند در انتظار او است...
پارسایی
...ان التقوی فی الیوم الحرز و الجنة و فی غد الطریق الی الجنة...
...به راستی که پارسایی تقوا برای امروز زندگی دنیا پناه و سپر در برابر لغزشها و گناهان و برای فردا روز رستاخیز راه به سوی بهشت است...
...فهم والجنة کمن قدر آها، فهم فیها منعمون...
...آنان پارسایان و بهشت مانند کسی است که آن بهشت را دیده باشد، پس آنان گویا از هم اکنون در آن بهشت از نعمتهای خداوند بهرهامند هستند.
اوصیکم عبادالله بتقوی الله و طاعته، فانها النجاة غدا، والمنجاة ابدا...
ای بندگان خدا! شما را به پارسایی تقوای الهی و پیروی از او خداوند سفارش میکنم، به راستی که آن پارسایی سبب رستگاری فردا قیامت و رهایی از عذاب و کیفر همیشگی است...
...اوصیکم عبادالله بتقوی الله التی هی الزاد و بها المعاد المعاذ زاد مبلغ و معاد منجح...
...ای بندگان خدا! شما را سفارش میکنم به پارسایی که توشه برای سفر آخرت است و روز بازگشتن به وسیله آن رونق مییابد(و پناهگاه است)، توشهای که رساننده انسان به مقصد قیامت و پناهگاه رهایی بخشنده از کیفر دوزخ است...
مطابقت عمل با عقیده
چنانکه بیان شد مهمترین ویژگی بهشتیان شناخت خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهالسلام است، چنانکه در برابر: امامان و اهل بیت نیز آنان را بشناسند، و معنی شناختن، شناختن ظاهری و صوری نیست، بلکه مقصود این است که انسان شایستگی خود را به اندازهای برساند که امامان اهل بیت علیهالسلام او را به عنوان شیعه و پیرو بپذیرند، و به دیگر سخن: اعمال او مطابق سیره و روش آنان باشد، چنانکه امام علی علیهالسلام فرمود:
ان الله سبحانه انزل کتابا هادیا بین فیه الخیر و الشر فخذوا نهج الخیر تهتدوا، واصدفوا عن سمت الشر تقصدوا، الفرائض الفرائض! ادوها الی الله تؤ دکم الی الجنة...
خداوند، کتاب راهنمایی را فرستاده است که نیک و بد در آن بیان گردیده است. پس روش نیک را برگزینید تا هدایت گردید، و از بدی دوری نمایید تا راه مستقیم و درست را بپیماید. واجبات را رعایت کنید! واجبات را رعایت کنید آنها را به گونهای پسندیده انجام بدهید! حق خداوند را در مورد آنها بپردازید، که رعایت واجبات و رعایت حق خداوند در آنها شما را به بهشت میکشاند...
نیت خالص
اعمال انسان دارای ظاهری و باطنی است، اگر انسان اعمالش درست باشد و همه کارهای خود را مطابق فرمان خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و اولیای دین انجام بدهد و از انجام آنچه که مورد نهی آنان است خودداری بورزد نمیتوان گفت که او شایسته بهشت است، زیرا ممکن است انسانهای منافق صفت و کفر باطن نیز این اعمال را برای فریب مردم انجام بدهند. از این رو ملاک و ضابطه ای دیگر لازم است که این اعمال را ارزش بخشیده و انسان را شایسته ورود به بهشت نماید و آن چیز نیت خالص است که امضای درستی و صحت اعمال انسان به شمار آمده است. امام علیهالسلام در این باره فرمود: ... و ان الله سبحانه یدخل بصدقه النیة و السریرة الصالحة من یشاء من عباده الجنة.
... و خداوند به وسیله درستی و صداقت در نیت و درون شایسته هر که از بندگانش را که بخواهد در بهشت داخل میکند .
بهشت به آسانی فراهم نمیگردد

مثال معروف است که گل چیدن بی خار نمیشود آنکه خواهان بهشت است ناگزیر است که برای رسیدن به آن تلاش و جدیت فراوان نماید و اگر سختیها و دشواریها بر او روی آورد، در برابر آنها مقاومت نماید. و به دیگر سخن برای رسیدن به بهشت به استقبال ناملایمات برود، چنانکه امام علیهالسلام فرمود:
...الجنة تحت اءطراف العوالی...
...بهشت در سایه تیر و نیزه فراهم میگردد...
و نیز چنین روایت نموده است:
...ان رسول الله کان یقول: ان الجنة حفت بالمکاره...
...پیامبر خدا صلی الله علیه و آله همواره میفرمود: بهشت با دشواریها پیچیده شده است...
نابرده رنج گنج میسر نمیشود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
سعدی
منابع :
سایت آیت الله مکارم شیرازی
سایت حوزه
سایت آیت الله مظاهری
برچسب ها : بهشت,دوزخ,سعادت,تقوا,دین اسلام,معرفت خدا,اهل بیت,گناه,
تبلیغات 
